قهرمان ميرزا عين السلطنه
3505
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
محمد على روزى در مدرسهء پيغمبريه در حضور جمعى از مرده به خودش گفته كه چندى است آدم نمىكشند خلق من تنگ است . بعد مرده به هم نگاه كردهاند ديده است بد حرفى زده اما آنچه خواسته رفو كند ممكن نشده . ماليات اربابى بارى حسنقلى چون مدتى بود ناخوش بود و از شدت مرض اكبير « 1 » گرفته بود . گفتم حمام برود صورت بتراشد و پاك و تميز شده برود فيشان ناحيه به مطالبهء ماليات دو روز است رفته . گفتگوى مالياتى اربابى را هم كمكم مىكنم . از آتان ناحيه ، توان ، خوشكهچال ، دريافت شد . ابو القاسم هم رفت پائين روچ و هرانك . دور نيست آنها هم بدهند تا برسيم به سايرين و اين ماليات اربابى را من بايد به عوض ماليات دهات خودمان كه ميرزا حسن خان گرفته بردارم . فعلا هم كه دنيا شلوغ است كسى به كسى نيست ، چرا بگذارم بماند . خيلى زور آوردند پس مىدهم نياوردند پولى است دريافت شده . علىاىحال راه ضررش مسدود است . واقعات طهران خيلى افسوس دارم طهران نيستم كه واقعات را به دقت و صحت روزبهروز بنويسم و به جاى آن مطالب تاريخى اين مهملات بايد درج شود . هوا سرد شده از ايوان به اطاق آمديم . غصهء هيزم از همهچيز بالاتر است . امسال مشكل است در تمام الموت هزار نفر بماند ، به واسطهء گرانى غله همه در تهيهء رفتناند . عمل جنسى امسال الموت كار بزرگى است . من مىخواهم مختصر تنخواهى نوبرانه جهت حضرت و الا بفرستم ، از ترس اغتشاش جرأت نمىكنم . سابقا در ايران بانك و تجارتخانه معتبرى نبود ، اقساط مالياتى را با سوار و سرباز و توپ به پاىتخت حمل مىكردند . امروز هم دارد همانطور مىشود . جلو نيفتاديم سهل است داريم از عقب هم عقبتر مىرويم . تمام فايده و نتيجهء اين مشروطه را ايلات ما بردند لاغير . بازگشت شيخ ابراهيم چهارشنبه 19 رمضان - جناب شيخ ابراهيم به سلامتى از شهر آمدند . من هرقدر تشكر از اين آدم بنمايم كم است . حقيقة زحمتى كه در اين مدت او براى من و حضرت
--> ( 1 ) - اكبير - كثافت و چرك .